السيد الخوئي (مترجم: نجمى / هريسى)

27

البيان في تفسير القرآن (بيان در علوم و مسايل كلى قرآن) (وزارت ارشاد) (فارسى)

( 1 ) - مفاهيم آن و در راه آشنايى با اهداف و مقاصدش سخت مىكوشيدم و هر وقت يكى از رموز و اسرار قرآن را كشف مىنمودم و يا مشكلى از مشكلات آن را حل مىكردم ؛ اين علاقه و اشتياق بيشتر و عميق‌تر مىشد . همان عشق و علاقه سبب مىشد كه به كتب تفسير مراجعه كرده ، آن‌ها را عميقا بررسى كنم . اينجا بود كه در برابر يك مطلب حيرت‌آور و شگفت‌انگيزى قرار گرفتم ( 2 ) - : در برابر عظمت قرآن و فرستنده‌اش ، علم و تفكر انسانى را كوچك‌تر و در سطحى بس پايين‌تر مشاهده نمودم . انسان را در برابر كبريايى و عظمت حق هر چه هم خود را كوچك بشمارد ، بازهم ناقص‌تر و كوچك‌تر از آن يافتم . مقام قرآن در نظرم هر چه بزرگ و بزرگ‌تر و اين كتاب‌ها و تفاسير در برابر آن كوچك و كوچك‌تر مىنمود . با مراجعه به كتب تفسير اين حقيقت را دريافتم كه عده‌اى با كوشش فراوان پاره‌اى از اسرار قرآن را به دست آورده ، تنها به قسمت‌هاى مختصرى از حقايق و علوم قرآن دسترسى پيدا نموده‌اند و آن را در كتابى جمع‌آورى كرده ، نام تفسير بر آن نهاده‌اند ، تفسيرى كه مىتواند مشكلات و غوامض قرآن را حل و هر گونه نكات و حقايق آن را روشن سازد ! تفسيرى كه مىتواند پرده از تمام اسرار و دقايق قرآن بردارد ! اما عقلا انجام چنين عملى محال مىنمايد زيرا چگونه ممكن و متصور است كه يك موجود ناقص و محدود همچون انسان ، بتواند بر موجود نامحدود و كاملى كه از طرف خداى نامتناهى و نامحدود فرودآمده است ، احاطه پيدا كند و به همهء نكات و دقايق آن دست يابد ؟ ولى با اين حال ، كوشش و زحمات اين علما و مفسرين شايسته هرگونه تقدير و سپاس‌گزارى بوده ، در اين فعاليت و جهاد علمى مأجور و مثاب خواهند بود . زيرا كتاب خدا پرتوى از نور خود را در دل آنان افكنده و روزنه‌اى از راهنمايى و هدايتش را به رويشان گشوده است و نبايد از هر كسى گرچه به هر مرتبه‌اى از دانش و بينش رسيده باشد ، انتظار داشت كه معانى و مفاهيم قرآن را به طور كلى و همه‌جانبه درك نمايد . تنها اشكال و ايرادى كه بر اين مفسرين متوجه مىگردد اين است كه آنان به پاره‌اى از مباحث و علوم قرآن پرداخته ، از قسمت اعظم آن كه مىتواند عظمت و واقعيت قرآن را نشان دهد ، غفلت ورزيده‌اند ؛ مثلا ، بعضى از مفسرين ، قرآن را تنها از نظر قواعد ادبى و از ناحيه لفظ و اعراب تفسير